تبليغاتX
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد
Time spent here:
وقتي كه بارون مياد هر چند تا قطره كه تون

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 0:38 |

 

 

بشکن و منتظر نمون
دل واسه ی شکستنه
اما فقط یادت باشه
این دفعه نوبت منه
میخوای بمون میخوای برو
پای خودت خوب وبدش
اما اگه میخوای باشی

رفا قتی بزن قدش

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 12:35 |
دوباره گريه ام ميگـیــره انگار تو آغـوش مني
روم نميشه نگات كنم وقتي كه اشکتو چشمامه

وقتيکه نيستي پيش من انگار دستات تو دستامه
قول بده وقتـــي تنهــــا ميشــم بياي كنار من
شبهاي جمعـه كه مياد يـــاي سر مزار من !
دوباره باز ياد تو شــــد زمـزمه نبــودنم

ببين كه عاقبت چي شد قصه با تو بود
نم

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:51 |

رسم بازي عشق اين بود كه من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي كودكانه (قايم باشك) هنوز نشمرده بودم كه رفتي و چنان ناپيدا كه براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:50 |

گل نیلوفر من باش يک روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ؛ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يک روز مثل گل نيلوفر تنها بشم . سريع از کنار مرداب دور شدم ،حالا وقتي مي بينم که خودم مثل مرداب تنها شدم دنبال يک گل نيلوفر مي گردم که از اين تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:50 |

 

عشق چیزی است که

                 بیشتر از هر چیزی

                         داشتنش را دوست داریم

                                    و بیشتر از هر چیزی

                                            رازش را دوست داریم

                                                       و هیچ کس در نمی یابد

                                                              که عشق همان چیزی است

                                                                     که همواره داده میشود

                                                                             و پذیرفته نمیشود

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:47 |

دوستی، مثل ایستادن روی سیمان خیسه

هر چه بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشه

و اگر رفتی جای پاهات برای همیشه به جا می مونه

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:47 |

به چشمانت بياموز که هر کسي ارزش ديدن ندارد....
به دستانت بياموز که هر گلي ارزش چيدن ندارد....
به قلبت بياموز که هر بي سرو پايي در ان جايي ندارد....
به دلت بياموز اگه روزي تنها ماند طلب عشق زهر بي سرو پايي نکند ....

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:46 |

 

صدای خيس بارون رو می شنوی؟ آسمون دلش گرفته...آسمون داره اشک ميريزه....... دل خيس آسمون داره داد ميزنه . کجايی پس؟ انگار آسمون هم انتظار می کشه.. آسمون داره گريه می کنه.. درست مثل من.. من از شادی اشک می ريزم اون از غصه... آخه من تو رو دارم و اون نداره

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:46 |

اگر بگریم گویند که عاشق است
اگر بخندم گویند که دیوانه است
پس می گریم و می خندم
که بگویند یک عاشق دیوانه است

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:45 |

وقتی گلدون خونمون شکست !!

پدرم گفت: قسمت این بود...

مادرم گفت:هیف شد...

خواهرم گفت: قشنگ بود...

داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم......

اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:45 |

گل سرخ توی باغ دیگر طاقت نداشت. بسیار تشنه بود، حتی محتاج یک قطره آب. در همین لحظه ابر مهربان به خاطر گل سرخ شروع به باریدن کرد اما بیش از آنکه قطره ای آب نصیب گل تشنه شود، پسر بچه ای شیطان گل زیبا را از شاخه جدا کرد و برای همیشه به زندگی او پایان داد

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:44 |

 

بنام تنها شاهپرک جزیره عشق

برای تو می نویسم، برای تویی که دوستت دارم...

برای تویی که چشمانت چون آسمان و لبانت چون گل سرخ و تبسم

لبخندت چون شکوفه های گیلاس صفا و پاکی است، به صافی و صداقت

آسمان پر ستاره بی انتهاست برای تویی که همانند آب پاکی برای تو

می نویسم که اشک به پایت میریزم و نثار قامتت می کنم تا دوست

داشتنم را باور کنی، باور کنی که

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:44 |

 

به تو گفتم که مرا چقدر دوست داري و تو در جواب

                                من گفتي به اندازه تمام ستاره هاي آسمان ولي کاش

                                                   هيچ وقت آسمان ابري نبود

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:43 |

 

اگه اشک ریختن در فراغش گناهه .....

اگه بغض کردن وقت رفتنش گناهه......

اگه احساس تنهائی کردن توی بی کسی ها گناهه.....

پس روی قبرم بنویسید...

گناهکارترین آدم روی زمینم

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:42 |

 

همیشه می گن شیشه بی احساسه،اما من وقتی تو اون شب سرد

زمستونی روش نوشتم ((دوستت دارم))، با چشم خودم دیدم که

گریه کرد

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:42 |

 

تـوی آسمـون دنیــا هـر کسـی سـتـاره داره

چـرا وقـتـی نـوبـت مـاسـت آسمـون جـایـی نـداره؟

واسـه مـن تـنــهایی درد

درد هـیــچ کـس و نـداشـتـن

هر گل پـژمـرده ای رو تـو کـویـر سـیـنـه کـاشن

دیـگـه بـاور کـردم ایـن رو که بـایـد تـنــها بـمـونــم

تــا دم لـحـظـه ی مـردن شـعـر تـنـهایـی بـخـونـم

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:41 |

 

 

جسدم را در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند

روزگارم سیاه بوده و در سیاهی می زیستم. شبانگاهان

من را به خاک بسپارید چون سیاهی را دوست دارم،

چون همرنگ روزگارم بوده. چشمانم را باز بگذارید تا

همه بدانند که چشم انتظار از دنیا رفتم و به آرزوی

خود نرسیدم و اگر کسی برایم گریه نکرد، تکه یخی بر

مزارم بگذارید تا قطره قطره برایم گریه کند

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:40 |

یه شب تو عالم مستی بهم گفت : من تو رو اندازه ی تمام ستاره های آسمون دوست دارم ، گفت تو چقدر منو دوست داری؟ گفتم من فقط یه دونه دوست دارم ،اما ناراحت شد . گفت تو هم باید منو زیاد دوست داشته باشی. گفتم من فقط تو رو یه دونه دوست دارم. بازم ناراحت شد ، واسه اینکه دلشو نشکونم گفتم باشه ، هر چند تا تو منو دوست داری ، من ۲ برابرش تو رو دوست دارم.اما حالا می خوام بهش بگم چرا یه دونه دوسش دارم: من فقط یه دونه دوسش دارم ،چون بهترین چیزای دنیا یکی یه دونن. حالا می خوام یه سوال ازش بپرسم ، تو که می گی منو به اندازه ی تموم ستاره ها دوست داری ، اگه یه روز تو آسمون ستاره نباشه تکلیف من چیه؟

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 14:39 |

 

از خدا گل خواستم به من باغ داد.

از خدا اب خواستم به من اقیانوس داد.

از خدا فرشته خواستم تورو به من داد

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 12:55 |

 

راز دلت را به چشمانت هم نگو چون می گریند و راز نگه نمی دارند

به زبانت هرگز رخصت مده که پیش از اندیشه ات به راه بیفتد

قلبت را به کسی بسپار که قلب همه ی هستی برایش می تپد

نگفته را می توان گفت اما گفته را نمی توان پس گرفت

عاقل هر چیزی را نمی گوید

عشق با یک نگاه آغاز می شود و با یک اخم پایان می پذیرد

سکوت طلاست،کم گویی نقره و پر گفتن بلا

+ نوشته شده توسط دل شکسته تنها در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 12:54 |
New Page 5